صنوبر

بنا به دلايلي به بلاگفا برگشتم.آدرس جديد:sabzast.blogfa.com

 

نوشته شده توسط صنوبر در شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20 | لینک ثابت | یک نظر
نمی دانم این نامه را خطاب به چه کسانی می نویسم، اما می دانم چرا می نویسم و باور دارم که نوشتن آن در این وضعیت ضروری و اجتناب ناپذیراست، چرا که دو فیلمساز ایرانی ، دو فیلمساز وابسته به جریان سینمای مستقل ایران در بندند به عنوان یک فیلمساز، از همین جریان سینمای مستقل، سالهاست که دیگر امیدی به نمایش فیلم هایم درکشورم ندارم و سال هاست که با ساختن فیلم های شخصی و کم هزینه، به کمک و همراهی وزارت ارشاد به عنوان متولی سینمای ایران چشم امید ندارم. من برای گذران زندگی به عکاسی روی آورده ام و از در آمد آن، فیلمهای کوچک و کم هزینه می سازم و به پخش غیر قانونی نسخه های تکثیر شده فیلم هایم اعتراضی نمی کنم چرا که این تنها راه ارتباط من با مخاطبان هموطنم است. دیگر سال هاست حتی به این بی توجهی وزارت ارشاد و مسولان سینمایی اعتراض هم نمی کنم، حتی اگر نپذیریم که سال هاست مسولان سینمایی کشور به عنوان بازوی فرهنگی دولت بین فیلمسازان خودی و غیر خودی فرق می گذارند، بر این باورم که آنهابه هیچ روی به سینمای مستقل عنایتی ندارند. این گناه ما نیست که فیلم سازیم و تنها از طریق فیلم سازی است که می توانیم زندگی کنیم. این نه فقط یک انتخاب که برای ما یک ضرورت حیاتی است. من برای حل این مشکل راه حل های خود را یافته ام. بی حمایت های مرسوم و رایج که غالب اهل سینما در ایران از آن بهره مند هستند، فیلم های مستقل و کوچک خود را می سازم و به این دلخوشم که نام و اعتباری برای کشورم و مردمی که دوستشان دارم کسب می کنم وتنها ضرورت کار کردن است که فیلمی در خارج از کشورم می سازم که در نهایت سلیقه یا انتخاب من نیست. اما جعفر پناهی و دیگران سالهاست می کوشند تا از نهاد های رسمی و دولتی یاری بجویند و راه های رفته و شکست خورده را بارها می آزمایند و هم چنان به در بسته می خورند. او نیز سالهاست به امید نمایش عمومی فیلم هایش و به امید همراهی و مساعدت قانونی نهادهای مسول سینما در ایران به دنبال یافتن راه حل هایی است. او هنوز باور دارد به خاطر اعتباری که فیلم هایش برای کشورش به ارمغان آورده است، می تواند راه حل های قانونی بطلبد. مسولیت آنچه که بر جعفر پناهی رفته است و بر سر همه جعفر پناهی ها به طور مستقیم بر عهده ی سو مدیریت و سیاست غلط مسولین وزارت ارشاد است .اگر خبط و خطایی از او سر زده مسولیت آن متوجه سینمایی وزارت ارشاد است که آنچنان راه ها را بسته اند که راهی دیگر جز این باقی نمانده است که برای ساخت فیلم این چنین خود را به مخاطره بیاندازد. او هم از طریق سینما زندگی می کند. فیلم سازی برای او ضرورتی حیاتی است. او بایدخود را بیان کند و انتظار داشته باشد که نهادهای مسول سینما سدها و موانع موجود را از پیش پای او بر دارند نه آن که خود به بزرگترین مانع تبدیل شوند. شاید مسولین وزارت ارشاد امروز نتوانند کمکی موثر در حل مشکل جعفر پناهی باشند ولی باید بدانند که مسوولیت وخیم و بازتاب عواقب زشت و غیر فرهنگی جهانی آن متوجه مدیریت سو و سیاست های غلط این ارگان در همه این سال هاست. من شاید مدافع شیوه های تند و جنجالی جعفر پناهی نباشم اما می دانم آنچه او را به این بند انداخته نه یک انتخاب که یک اجبار نا گزیر بوده است. او چوب مسولانی را می خورد که طی همه این سال ها راه را بر او بسته اند و تنها کوره راه ها و راه حل های انحرافی و گاه حتی بیراهه ها را باز گذاشته اند. مشکل جعفر پناهی سرانجام حل خواهد شد اما کم نیستند جوانانی که اکنون هنر سینما را به عنوان شیوه بیان و راه زندگی خود بر گزیده اند. اینجاست که وظیفه دولت و وزارت ارشاد به عنوان بازوی اجرایی و فرهنگی دولت خطیرتر می شود. چرا که با گروه عظیمی از جوانانی روبه رو است که می خواهند مستقل و به دور از تکلف های اداری ، موانع رسمی و تبعیض های موجود فیلم بسازند. جعفر پناهی ومحمد رسول اف دو فیلم ساز سینمای مستقل ایران هستند. سینمایی که در ربع قرن حاضر به عنوان مهمترین عامل فرهنگی نام این کشور را در جهان پر آوازه کرده است آنان به کلیت فرهنگ جهان تعلق دارند. آنان بخشی از فرهنگ سینمای بین الملی هستند. آزادی آنان را از بند آرزو می کنم و با توجه به آن که می دانم آرزوی محال , محال نیست، آرزوی قلبی من این است که دیگر هنرمندی به خاطر هنر در این سرزمین در هیچ بندی نباشد و دیگر سینمای جوان و مستقل ایران با موانع ، بی عنایتی ها و تبعیض های شماروبه رو نباشد. این مسولیت و تعریف غایی و نهایت مو جودیت شماست. عباس کیارستمی تهران ۱۳۸۸.۱۲.۱۸ Posted by Karbafoo at 20:21
نوشته شده توسط صنوبر در پنج شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23 | لینک ثابت | یک نظر

 اين عكسي ست از كاركنان و روزنامه نگاران روزنامه توقيف شده ي اعتماد كه رضا شكراللهي در خوابگرد گذاشته.به قول هم او:از اين عكس بد جوري بوي الرحمن توقيف كنندگان به مشام ميرسد:

نوشته شده توسط صنوبر در شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23 | لینک ثابت | نظر دهید

در شبی سرد و زمستانی در حالی که باران شدیدی می بارید خاله پیرزن نشسته بود پای تلویزیون و داشت یک فیلمی را که در آن یک عده انسان به شدت غیور و سفت(،) وارد یک خوابگاهی می شدند تماشا می کرد.در آنجا می دید که عده یی جهت تعلیم و تربیت بهینه تعدادی محصل دانشگاه از ابزار پیشرفته و نوع امروزی ترکه آلبالو استفاده می کردند و در نهایت فیلم نشان می داد انصافاً چوب همیشه تره/ هر کی نخوره خره، و چنان این اقدام مفید و انسانی سریعاً جواب می داد که می شد آثار تربیت شدن این افراد را به وضوح در نواحی مختلف بدن تماشا کرد.در همین حین یکی به خاله پیرزن تلفن کرد. او گفت؛ الان دارم فلان فیلم را می بینم، بعداً زنگ بزن. کسی هم که پشت خط بود گفت؛ ای شیطون یوتل ست می گیری؟ و خاله پیرزن گوشی را گذاشت. بلافاصله صدای در به گوش رسید. سعیدی از مسوولان سپاه پشت در بود. آمد داخل و گفت؛ «دشمن از راه دموکراسی می خواست به اهدافش برسد

 

خاله پیرزن هم گفت؛ البته کور خوانده بودند و شما عزیزان از طریق زدن فک دموکراسی راه رسیدن به اهداف شان را کاملاً مسدود کردید. ننه جان هر چه بلا و مصیبت است از دست این دموکراسی است و شکر خدا که شما دیگر چیزی برای این مقوله قبیحه باقی نگذاشته اید و عنقریب است که باقی مانده آن را هم ریشه کن کنید. سعیدی ننه جان، تو و دوستانت اگر همین صورت ظاهر این عمل ناشایست و بی ناموسی را هم بالکل از بیخ ببرید دیگر همه چیز رو به راه می شود.

 

همین طور که خاله پیرزن راهکارهای ریشه کن کردن دموکراسی را به سعیدی یاد می داد صدای در در فضای خانه کوچک پیچید و وقتی خاله پیرزن پرسید کیه؟ جواب شنید؛ من مهدی کروبی هستم. خاله پیرزن در را که باز کرد گفت؛ ننه جان حال علی تان بهتر شد؟ کبودی ها رفت؟ حالا چه خبر؟ کروبی هم گفت؛ من دو تا درخواست داشتم.

 اول اینکه یک میدان در شهر را به ما بدهند تجمع کنیم. امنیت راهپیمایی هم با خودمان تا معلوم شود چقدر مردم می آیند. عرض دوم ام هم این است که اگر امکان دارد رفراندوم برگزار کنید.

 خاله پیرزن چشم هایش را جمع کرد تا با دقت بیشتری به چهره کروبی نگاه کند. بعد پرسید؛ ننه جان شما مثل اینکه در وقایع پس از انتخابات و بعد از خوردن گاز اشک آور و باتوم خیلی بهت خوش گذشته، یعنی تا علی تان را به کشتن ندهی ول کن نیستی نه؟ خوبی ننه کلاً؟، باشه ننه من الان زنگ می زنم میگم. فکر کنم تا فردا بعدازظهر رفراندوم برگزار کنن، برو یه گوشه بشین خشک شی فعلاً،

 

منبع: اعتماد-ابراهيم رها

نوشته شده توسط صنوبر در يکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20 | لینک ثابت | یک نظر

 

 خطيبان جمعه  شهرهای مختلف،  این هفته نیز بدون در نظر گرفتن نیازهای واقعی جامعه، از قول مردم سخنها گفتند و برای دشمنان خارجی و داخلی از امریکا تا انگلیس خط و نشان کشیدند.
 شاه بیت خطبه های امروز نماز جمعه در سراسر کشور، بازگویی چهار پیام راهپیمایی 22 بهمن به نقل از رهبری و ضرورت کاهش سطح روابط تهران- لندن بود.
 
 
تهران/سید احمد خاتمی: مردم خسته شده اند !
 
 سيد احمدخاتمی که به یکی از تندروترین خطیبان جمعه شهرت دارد از جانب مردم مدعی شد:  شما 8 ماه است كه مي‌گوئيد مردم و اين مردم مي‌گويند ما از 8 ماه شيطنت شما خسته شده‌ايم و ما را به خير شما اميدي نيست، شر مرسان.
 
 
وی بدون اینکه اشاره ای داشته باشد به حمله لباس شخصی ها و بسیجی ها به رهبران اصلاحات در روز 22 بهمن ادعا کرد  که "آنها جرئت نكردند در جمع مردم حاضر شوند" و به خیال خام خود آن را پیام مردم دانست.
 
وی، راهپیمایی 22 بهمن را حماسه و  فراتر از " فتح‌الفتوح "خواند و افزود: 8 ماه فتنه‌گري كردند تا نتيجه آنرا در 22 بهمن بگيرند و خودشان را براي درگيري خياباني آماده كرده بودند و ضد انقلاب‌هاي بدبخت هم كه پيوسته در تلويزيون گفته بودند كه طرفداران ما 22 بهمن با رنگ سبز كه همان رنگ كذايي است به صحنه مي‌آيند.

عضو مجلس خبرگان رهبري در همين خصوص يادآور شد: 14 شبكه بين‌المللي تلويزيوني براي اولين بار پس از گذشت 31 سال از پيروزي انقلاب مستقر شدند تا بصورت مستقيم درگيري‌ها را روي آنتن ببرند نه اينكه براي منعكس كردن حماسه مردم آمده باشند. اما اين امت آنچنان جوشيد و خروشيد كه با تعبير مقام معظم رهبري مشت محكمي بر دهان آنها زدند.
 
اما وی نگفت که این مخبرین چگونه می توانستند، گزارش خود را مخابره کنند وقتی حوزه وظایف آنان محدود به خبررسانی از سخنان احمدی نژاد خلاصه شده و تعدادی از همکاران آنها به رغم داشتن کارت خبرنگاری در زندانها بسر می بردند.

وي برای چندمین بار، منویات خود و دیکته های ستاد نماز جمعه را از زبان مردم گفت و اظهار کرد که وفاداري و بيعت با ولايت پيام راهپيمايي عظيم 22 بهمن است و مردم ما ولايت فقيه را يك سرمايه نفيس و موجب عزت، آزادي و استقلال خودشان مي‌دانند و نگاهشان به مقام معظم رهبري هم يك نگاه تنها سياسي نيست و ايشان را رهبر ديني مي‌دانند آنچنان كه رهبر سياسي هم هستند!
 

عضو مجلس خبرگان رهبري یکی از پیامهای راهپیمایی را  به دنياي استكبار ارزيابي کرد و گفت: دنياي استكبار بداند كه با يك حكومت معمولي طرف نيست بلكه با حكومتي طرف هستند كه برخاسته از متن مردم است.

احمد خاتمی اشاره ای نداشت که  در این حکومت برخاسته از مردم چگونه میلیونها نفر بدون هیچ رسانه ای در 25 خرداد ماه به خیابان آمدند و اعتراض خود را به " رئیس جمهور منتصب" اعلام کردند و خواستار شمارش آرایشان شدند.
 
تبریز/مجتهد شبستری: امریکا بزودی مضمحل می شود!
 
محسن مجتهد ‌شبستري امام جمعه تبریز نیز به بازخوانی سخنان آقای خامنه ای در دیدار با مردم تبریز پرداخت و گفت : رهبر ی مردم آذربايجان را داراي دو خصوصيت عمده دانستند كه پيشگامي در حركت‌ها و انقلاب‌هاي بزرگ و وفاداري دو محور مهم در خصوصيات مردم آذربايجان از نگاه رهبري است.
 
وی باز هم از رهبری گفت:  ايشان حضور پرشكوه مردم در راهپيمايي 22 بهمن با توفيق‌الهي و آگاهي و بصيرت پاسخي كوبنده و قاطع به مخالفان جمهوري اسلامي دادند.

مجتهد‌شبستري که به نظر می آید بجز دوباره گویی سخنان آقای خامنه ای مطلب دیگری نداشت، تصريح كرد: رسالت مسئولان از ديدگاه رهبري پس از اين راهپيمايي پرشور خدمتگزاري با خضوع و جديت تمام در راستاي حل مشكلات مردم است.

وي در ادامه با اشاره به خطاب رهبر جمهوری اسلامی به مستكبران جهان كه اجازه نخواهيم داد پنج كشور سرنوشت جهان را در دست بگيرند از کم کردن سطح روابط با انگلیس استقبال کرد و وعده اضمحلال امریکا را در آینده ای نزدیک داد!
 
اصفهان/طباطبایی نژاد: رسانه های خارجی یاوه می گویند

سيد يوسف طباطبايي‌نژاد در خطبه‌هاي نماز جمعه اين هفته اصفهان نیز با اشاره به حضور حماسي و همگاني مردم در راهپيمايي 22 بهمن با تاكيد بر اينكه رسانه‌هاي خبري دشمن به تحريف وقايع و حضور مردم در 22 بهمن پرداخته‌اند، تصريح كرد: دشمنان در رسانه‌هايشان گفته‌اند كه مردم براي حضور در راهپيمايي پول دريافت كرده‌اند كه ما به طور قاطع به آنان مي‌گوئيم اين حرف‌ها براي ملت ما ياوه‌گويي به حساب مي‌آيد.
 
 
وي که ظاهرا خبرگزاری فارس را سازمان آمار رسمی کشور می داند، می گوید: در راهپيمايي 22 بهمن امسال طبق آمار رسمي منتشر شده بيش از 50 ميليون نفر شركت كردند كه اين ميزان حضور حتي از شركت در انتخابات نيز بيشتر است!!
 

طباطبايي‌نژاد با تاكيد بر اينكه حضور حماسي مردم سبب خشنودي و خوشحالي رهبري شده است، خاطرنشان كرد: اين حضور منجر به ياس دشمنان داخلي و خارجي و فتنه‌ گران شد.
 

وي اظهار داشت: حضور همگاني مردم در 22 بهمن مشت محكمي بر دهان تمام كساني بود كه با نظام مقدس جمهوري اسلامي، آرمان‌هاي امام(ره) و مقام معظم رهبري مشكل دارند، بود.

 
 
مشهد/علم الهدی: تکرار شعار لباس شخصی ها
 
 
خطيب جمعه مشهد نیز همانند دیگر ائمه جمعه به حضور 50 میلیونی نفری مردم در راهپیمایی 22 بهمن پرداخت. احمد علم‌الهدي مدعی شد که تنها كسي كه مي‌تواند مردم را به صحنه بياورد دين و رهبري است!
 
وی همان شعاری را که لباس شخصی ها و بسیجی ها در تسخیر مسجد آیت الله دستغیب، بر هم زدن مراسم آیت الله منتظری و حمله به حسینیه جماران سردادند را تکرار کرد و گفت   : شعار مشترك مردم كه " اين همه لشكر آمده، به عشق رهبر آمده " نشان داد كه اين شعار در مردم ما ريشه دارد!

علم الهدی هم به دوباره گویی سخنان رهبری پرداخت و گفت: فريب خوردگان از روزي كه به صحنه انتخابات آمدند دم از احقاق حقوق مردم زدند كه ميزان راي ملت است، اما پس از انتخابات خود اين شعار را فراموش كردند و خود را برتر از مردم دانستند.
 
رئيس ستاد احياي امر به‌معروف و نهي از منكر خراسان رضوي گفت: دشمني كه با عوامل مزدور خود وارد صحنه شده بود تا از درون نظام را براندازي كند و حركت‌هاي گروهي او را اميدوار كرده بود نااميد شد و براي هميشه فتنه حذف شد.

وي تاكيد كرد: اين آقايان دو اشتباه كردند كه اول خود را بزرگ‌تر از مردم دانستند و ديگر به دشمن دل بستند كه اين عمل در نظام جمهوري اسلامي خيانت است.
 
شیراز/ایمانی: انگلیس با فریبکاری و بی شرمی سفارت دارد
 
اسدالله ايماني امام جمعه شیراز نیز بجای پرداختن به مسایل مبتلا به جامعه، همچون دیگر ائمه جمعه به دو بحث محوری حامیان دولت یعنی راهپیمایی 22 بهمن و رابطه با انگلیس پرداخت و گفت: دولت انگليس از آغاز قاجار و قبل از آن در امور سياسي كشورمان دخالت كرده‌ است تا بر آبراه خليج فارس تسلط داشته باشد.
 
وی اشاره ای نکرد که با توجه به اینکه انگلیس در تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس پایگاه دارد، چه نیازی به رابطه با تهران می تواند داشته باشد.
 
نماينده مردم فارس در مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: انگليسي‌ها با بي‌شرمي تمام اعلام كرده‌اند كه دولت و سفارتخانه ما در تهران دخالتي در آشوب‌هاي اخير ايران نداشته، اما مجلس محترم حداقل 12 مورد از خيانت‌ها و دخالت‌هاي بي‌جاي انگليس را در امور داخلي و خارجي مردم و دولت ما اعلام كرده است.

وي اظهار تأسف كرد كه انگليسي‌ها با فريبكاري و شيطنت خود توانسته‌اند تا به امروز در كشور ما بمانند و صاحب سفارتخانه باشند!
 
ايماني در بخش ديگري از خطبه‌هاي نماز جمعه امروز شيراز ابراز داشت: راهپيمايي 22 بهمن همچنان مورد توجه و بررسي رسانه‌هاي بزرگ خبري است و بنا به فرمايشات رهبري اين راهپيمايي چهار پيام براي دنيا داشت.
 
وي گفت: حماسه عظيم مردم ايران و خلق رويداد مهم 9 دي ماه سال جاري نشان از تصرف خدا در دل‌هاي امت ما است و دشمنان نمي‌خواهند حقانيت انقلاب ما را درك كنند.
 
اینها مشتی بود از خرواری که ائمه جمعه در همه شهرها ی کوچک و بزرگ کشور به زبان آوردند. بی دلیل نیست که هرروز از صفوف این مراسم عبادی سیاسی کاسته می شود و افراد کمتری برای انجام این فریضه که بی شباهت به " اظهارنظریک باشگاه سیاسی" است، شرکت نمی کنند. برای آنان که خطبه های عالمانه آیت الله منتظری، آیت الله طالقانی و آیت الله هاشمی را در نماز جمعه ها شاهد بوده اند، استماع چنین تحلیل هایی که نسخه برگردان سرمقاله های روزنامه منتسب به ولی فقیه و رسانه های حامی دولت است، نه تنها جذابیتی ندارد که ملال خاطر نیز هست.
نوشته: هدي اميدوار
نوشته شده توسط صنوبر در يکشنبه ۲ اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20 | لینک ثابت | نظر دهید

می‌بینم که بعضی از کسانی که امروز فکر می‌کنند ۲۲ بهمن قرار بوده معجزه‌ای رخ بدهد، نفسِ معجزه را فراموش کرده‌اند! بگذارید روشن توضیح بدهم که چرا فکر می‌کنم امروز، یکی از روزهای موفق جنبش سبز بود.

منطق حضورِ خیابانی منطقی است معيوب و البته عمدتاً به کار تبلیغات و هياهوی رسانه‌ای می‌آيد. تظاهرات و اعتراض خیابانی، البته از حقوق مسلم هر گروه و جریانی است. تبلیغاتی که در یک کشور در برابر دشمن فرضی يا دشمنِ خارجی بر پا می‌شود و به شکل حضور خیل مردم خودش را نشان می‌دهد، عمدتاً مصرف رسانه‌ای دارد و لزوماً نماينده‌ی خوبی از تمامی یک ملت نیست. این را هم باید فهمید که در گردهمایی‌ها، تجمع‌ها و تظاهراتی که به قصد ابراز اعتراض انجام می‌شود، جنس این گردهمایی بسیار فرق دارد با جنس تجمع‌هایی که به قصد نمايش یا عرض‌اندام و تبلیغات انجام می‌شود. اولی، درد دارد و دومی هدف‌اش نمايش است و نشان دادن زور بازو. یکی می‌خواهد صدای‌اش شنیده شود و دیگری می‌خواهد صدای دیگران را خاموش کند. در نتيجه، در ادبيات سياسی جمهوری اسلامی، به یکی می‌گویند مشخص کردن نتیجه‌ی اختلاف در «کفِ خيابان» و به آسانی اولی تحقیر می‌شود. اما اگر همان تجمع به قصد اعتراض نباشد و در حمايت از قدرت باشد، دیگر اسم‌اش حضور در «کف خیابان» نيست. تعبیر «کف خيابان» تعبيری است که بار منفی دارد و مضمون‌اش ولو بودن آدم‌هاست. این تعبیر، جمع معترض و مخالف را اراذل و اوباش یا خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می‌بیند. این نبرد، نبردی نابرابر ...

متن كامل:اينجاست

نوشته شده توسط صنوبر در چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 10 | لینک ثابت | نظر دهید

به گزارش سحام متن کامل این نامه  بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت اله خامنه ای – مقام معظم رهبری
با سلام و احترام

 

در ارتباط با راهپیمائی ۲۲ بهمن امسال و حوادث پیرامون آن که شخصا شاهد بخش کوچکی آز آن بودم و یا فرزندم علی پس از آزادی، بیان کرد؛ با در نظر گرفتن خدا، صادقانه و به نیت درمان این غده ی سرطانی که تمامیت نظام و اسلام را نشانه گرفته است و با این امید که دستور صریح و قاطع جنابعالی به افراد صالح به پاک کردن همیشگی آن منجر شود، نکاتی به استحضار می رسانم. اینجانبه از سال ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ در کنار همسرم در مبارزه علیه رژیم سفاک پهلوی فراز و نشیب هائی را پشت سر گذاشتم و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به لطف خداوند متعال توفیق یافتم در بنیاد شهید در دوران دفاع مقدس در بخش دارو ودرمان به مجروحان و وخانواده های معزز شهدا خدمت نمایم و مورد تقدیر کتبی امام (ره) قرار گیرم. پس از آن نیز در هر مسئولیت اجرائی قرار گرفتم و یا نمایندگی مردم در مجلس را بر عهده داشتم، سعی کردم با خدمت به مردم بطور عملی از نظام و انقلاب حمایت کنم. همگان میدانند که اینجانبه از بدو انقلاب تاکنون نیز همواره از انقلاب، نظام و آرمان های امام و شهدا دفاع کرده و می کنم. استدعا دارم آنچه که در این نامه به نگارش در آمده را تنها از سر دلسوزی و برای پیشگیری از جنایات آتی علیه فرزندان این سرزمین بدانید، نه برای فرزندم علی که بازداشت او فقط یک نمونه کوچکی است از این دریا. توضیحات زیر تنها در این راستا بیان می گردد و لاغیر.

فرزند سوم ام علی که در سن ۲ سالگی دستگیری و محکومیت ۵ ساله پدر را در شمیران تجربه کرده بود، در کنار پدرش در راهپیمائی ۲۲ بهمن به رسم همه ساله شرکت کرد. همه گروه های سیاسی و شخصیت های هر دو جریان از مردم برای شرکت در این راهپیمائی بزرگ دعوت کردند و از آنان خواستند با پرهیز از افراط گرائی و خشونت زبانی و فیزیکی بطور آرام شرکت کنند. متاسفانه خشونت طلبان که حیات سیاسی و اقتصادی خود را در خشونت و بحران می بینند با دستور به پیاده نظام های بی هویت به همسرم این یار دیرینه امام و مردم یورش بردند که ابعاد آن را همگان می دانند. اینجانبه که برای شرکت در راهپیمائی رفته بودم با فاصله ای اندک شاهد آنچه گذشت بودم. در همان موقع، علی به جرم نانوشته شرکت و کمک به حفاظت از پدر دستگیر و به مسجد امیر المومنین (ع) برده شد و در خانه خدا این محل امن الهی در کنار سایر بازداشت شدگان کتک خورد و ناسزا شنید.

هنگامیکه اسامی بازداشت شدگان را یادداشت می کردند، اوباش هائی که امروز در لباس ضابطان قرار گرفته اند به هویت علی پی بردند و پس از ده دقیقه و کسب اجازه از مسوولان ارشد خود، او را از جمع جدا کرده و بشدت مورد ضرب و جرح قرار دادند. این از خدا بی خبران مکان امن الهی را به شکنجه گاه فرزندان مردم تبدیل کردند. آنان در کنار ضرب و جرح شدید فیزیکی علی با بکارگیری سخیف ترین و زشت ترین الفاظ نسبت به فاطمه و مهدی کروبی او را تحت فشار روحی قرار دادند و در قبال اعتراض علی نسبت به آن اهانت ها و شکستن حرمت مسجد، نه تنها خشونت فیزیکی و زبانی را افزایش دادند بلکه این مرد ۳۷ ساله را در خانه خدا تهدید به … کردند – مجازات ارتکاب آن فعل در قانون مجازات اسلامی مرگ است. خدا می داند این جماعت وقیح با دست بازی که دارند بر سر جوانان کم سن و سال این کشور چه آورده و می آورند.

براستی که زبان و قلم از بیان وحشی گری این قوم که این روزها بر فرزندان این مرز و بوم حاکم شده اند قاصر و ناتوان است.

 

دستگیری علی فتح الفتوحات این جماعت بی هویت بوده که با افتخار و برای مرعوب کردن سایر بازداشت شدگان او را شکنجه می کردند. در هنگام انتقال بازداشت شدگان آنان علی را از جمع جدا کرده و به گارد ویژه به سرکردگی افراد فاسدی می سپارند که دور جدید شکنجه او آغاز می گردد. در هنگام شکنجه از او فیلم گرفته و با افتخار از اینکه فرزند مهدی کروبی در اسارت آنان است با زشت ترین الفاظ به مهدی کروبی و خانواده او توهین می کنند. هنگامیکه دستور انتقال و آزادی علی به پایگاه خیابان شهید مطهری می رسد، مامور شکنجه ضمن اظهار تاسف می گوید اگر ۲۴ ساعت دیگر اینجا بودی جنازه ات را تحویل می دادم. البته جا دارد از رفتار انسانی افسران پایگاه شهید مطهری و تلاش آنان در جهت درمان علی تشکر شود. برای نجات سایر بازداشت شدگان ایشان آمادگی دارند جزئیات بیشتر را در اختیار هر مقامی که صلاح بدانید قرار دهند.

 

آین رنجنامه برای علی نیست زیرا او امروز تحت درمان و در کنار خانواده اش است. این نوشته برای آن است که جنابعالی تا دیر نشده به دادخواهی فرزندان بی نام و نشان این کشور بویژه دستگیر شدگان جوان اخیر برسید. پیش از آنکه کامران ها و محسن های دیگر زیر شکنجه این افراد بی مسئولیت جان دهند و حیثیت این کشور و نظام را به چالشی اساسی بکشانند، تدبیری نمائید. امروز متاسفانه شاهد قوه قضائیه مستقل و مقتدر که بتواند به تظلم خواهی مردم رسیدگی کند و یا مجلسی توانمند که بخواهد به حمایت از حقوق مردم مبادرت کند نیستیم، فلذا از حضرتعالی خاضعانه و مصرانه می خواهم بداد مردم و ظلمی که بر آنان می رود برسید و از مسوولان قضائی بخواهید که چرا به جنایت آمران و عاملان اصلی جنایات کهریزک و سایر بازداشتگاه ها رسیدگی نمی کنند که اگر به دستور بجای جنابعالی در قبال کهریزک بدرستی عمل کرده بودند، امروز قطعا شاهد تکرار مجدد آن نبودیم

نوشته شده توسط صنوبر در يکشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23 | لینک ثابت | نظر دهید

مسیح علی نژاد

 

 

پنج شنبه، سی و یکمین  سالگرد انقلاب اسلامی ایران بود. باید یک راهپیمایی منظم بدون هیچ مزاحمتی در کشور برگزار می شد تا حاکمیت ایران فخر اقتدار خویش را به دنیا می فروخت. اساسا کارکرد راهپیمایی های این چنینی در نظام سیاسی ایران  یعنی تبلیغات برای جهان و نشان دادن جشن و پایکوبی یک ملت راضی از نظام جمهوری اسلامی.  اما چه اتفاقی افتاد؟ راهپیمایی در چه شرایطی برگزار شد؟ انتظارات از راهپیمایی چه بود و چه نصیب جنبش و حاکمیت شد؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صنوبر در جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 11 | لینک ثابت | یک نظر

مازیار بهاری، خبرنگار نیوزویک در نامه‌ای به آیت‌الله علی خامنه‌ای نوشته که بازجو‌ها و قضات در جمهوری اسلامی، برای «رضایت و خرسندی» وی، بازداشت‌شدگان را شکنجه و زندانی می‌کنند. آقای بهاری در نامه خود که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، نوشته است در ۱۱۸ روزی که در ایران در زندان به‌ سر می‌برده، «تحت فشار و شکنجه» مجبور به اعتراف به «براندازی» شده است. وی ادامه داده که پس از اعتراف‌های تلویزیونی نیز «کتک» خورده، چراکه بازجو از نحوه اعترافات وی راضی نبوده است. بهاری خطاب به رهبری جمهوری اسلامی نوشته است: «من مجبور بودم جلوی دوربین اعتراف کنم، تا مامور شکنجه‌گر شما مدام با مشت توی سر من نکوبد.» این روزنامه‌نگار افزوده است: «جناب آقای خامنه‌ای، بار دیگری که می‌بینید خبرنگاری دارد در جلوی دوربین تلویزیون به جنایات خود اعتراف و از شما طلب عفو و بخشش می‌کند، این حرف مرا به یاد داشته باشید: او را شکنجه کرده‌اند.» 

 بهاری نوشته که «بارها و بارها بازجو و شکنجه‌گر من، مرا برای شادکامی شما لگد می‌زد. او به من می‌گفت: هر وقت با سیلی توی صورتت می‌زنم، حس می‌کنم که آقا دارد به من لبخند می‌زند.» بهاری افزوده که «من اطمینان دارم قاضی دادگاهی که حکم را داد و قاضی دادگاه تجدید نظر که حکم را تائید کرد، می‌خواستند شما را خوشحال کنند.» مازیار بهاری در جریان وقایع پس از انتخابات بازداشت شد و در «اعترافاتی» که از وی در تلویزیون دولتی ایران پخش شد، اظهاراتی همسو با کیفرخواست دادستانی مبنی بر تلاش برای «براندازی» نظام جمهوری اسلامی مطرح کرد. بهاری یکی از ده‌ها روزنامه‌نگاری است که طی هفت ماه گذشته در ایران بازداشت و زندانی شده‌اند. در حال حاضر بیش از ۶۵ روزنامه‌نگار در ایران زندانی هستند که اتهام اغلب آنها مشخص نیست. براساس اعلام سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران بزرگترین زندان روزنامه‌نگاران در جهان است. درخواست آزادی روزنامه‌نگاران مازیار بهاری در بخش دیگری از نامه خود با انتقاد از دستگیری روزنامه‌نگاران در ایران، خطاب به آقای خامنه‌ای نوشته که آنها «برانداز» نیستند و تنها گناهشان این است که «آینه‌ای در برابر عملکرد دولت شما» بوده‌اند. آقای بهاری خطاب به خامنه‌ای آورده است با آزادی همه زندانیان به ویژه روزنامه‌نگاران، تا فرصت باقی است، «مسیر» خود را تغییر دهد و اطمینان داشته باشد که از سوی آنها «کمترین آسیب» را خواهد دید. وی در بخش دیگری از نامه خود، از رهبر جمهوری اسلامی پرسیده که «شما ممکن است این همه تنفر نسبت به خودتان را ببینید و بپرسید چرا؟ از خودتان بپرسید که به چه سمت و سویی می‌روید؟ فکر می‌کنید می‌توانید با به زندان انداختن گزارشگران، اعتراض‌های مردمی را خاموش کنید؟» بهاری افزوده که «جناب آقای خامنه‌ای، ممکن است در خانه ساده خود که توسط هزاران پاسدار نگهبانی می‌شود احساس امنیت کنید، اما دنیای بیرون دارد عوض می‌شود.» او در پایان نامه خود نوشته است: «دولت شما با دستگیری روزنامه‌نگاران رسمی و شناخته شده، همه شهروندان را تبدیل به شهروند روزنامه‌نگار کرده است.»

منبع : راديو زمانه

نوشته شده توسط صنوبر در پنج شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 12 | لینک ثابت | نظر دهید

    

 

 

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا بدست آورده ام افکار پنهان شما...

می رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند

دیده ام از روزن دیوار زندان شما...(علامه اقبال لاهوری)

 

                                                                                                                                                                                                                                                                            درچنیین روزهایی(بهمن 57)داشتم از دَرد به خود می پیچیدم.چون درحین انجام ساخت بمب دست ساز،یکی از آنها در دستم منفجر شد.دَرد آنقدر شدید بود که من چندروز متوالی خواب بچشمم نمی آمد.تا آنکه درمنزل دوست هم مبارزه ای خودم،باتزریق یک آمپول،48ساعت بخواب رفتم؛وقتی بیدارشدم نیمروز22بهمن57 بود؛دیدم درخیابانهای شهرم(آبادان)افراد لباس شخصی مسلحانه درشهر آزادانه گردش می کنند،فهمیدم رژیم سلطنتی سرنگون شده و انقلاب پیروز. اما نمی دانستم و نمی شد پیش بینی کرد که خودم در زندان انقلاب محبوس خواهم شد و انقلاب فرزندانش را خواهد بَلعید...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط صنوبر در سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ ساعت 9 | لینک ثابت | 3 نظر
12